الفيض الكاشاني

66

ده رساله محقق بزرگ فيض كاشانى ( فارسى )

عوالم و حضرات ، عقد مقابله و مماثله بسته باشد ، در اين جمعيت آباد نشأت انسانى ، بدان عهد وفا فرمايد و به مقتضاى هر يك قيام نمايد تا امتثال فرموده قرآن همگى نموده باشد . عهدها دارى دلا با خاك گوش * در وفا خالى مكن از حلقه گوش و اين معنى جز به اختلاط با اهل زمان و مقاسات حوادث دوران ، صورت نبندد ، بلى در ابتداى حال كه انسان از تفرقه بيرونى روى جمعيت خانه درون نياورده باشد و در عالم هواى نفسانى از كارخانه بود و نمود خود بىخبر مىگردد ، ضرورت باشد كه به مقتضاى فرموده « من حسن اسلام المرء تركه ما لا يعنيه » « 1 » شاهراه جاده ترك سپرد و به حكم مؤادى « نجى المخفون » به سر منزل تجريد گذار كند و ليكن چون به مقام فتوت و مردى رسيده باشد ، بايد كه در بازار آميزش و اختلاط ، پاى سرش به سنگ حادثه بر آيد . و هر دم نايبه از نوايب گوناگون دهر بر سرش آيد . هزار نكته باريكتر از مو اينجاست * نه هر كه سر تراشد قلندرى داند وفاى عهد نكو باشد ار بياموزى * گرنه هر كه تو بينى ستمگرى داند وظيفه وقت تو آنست كه چون در معرض سايه درخت دولتى افتاده كه با وجود كمال عظمت و وفور حشمت به مقتضاى « الملك و الدين تو أمان استقرار قواعد ملك را به استمرار دين منوط فرموده و اطراد امور ملت را به اتساق اعمال دولت ، شريك العنان ساخته ، و از اينجاست كه استقامت احوال

--> ( 1 ) - قال رسول اللّه ( ص ) : من حسن اسلام المرء تركه الكلام فيما لا يعنيه . امالى المفيد ص 34 .